
شاید یکی از آسانترین راهکارها این بود که هزینه ی مصرف برق در این روزها به یک دهم کاهش پیدا می کرد تا مردمی که با افت فشار و قطعی گاز مواجهند بتوانند از وسایل گرمازای برقی استفاده کنند.اما متاسفانه اینچنین نشد و تنها راهکار دولت برای حل این مشکل درخواست از مردم برای صرفه جوئی بود.
ای کاش وکلای مردم آنقدر برای خودشان ، نامشان و رای مردمشان ارزش قائل بودند تا از رئیس دولت نهم می پرسیدند که چه کسی باید پاسخگوی اینهمه ضرر و زیان باشد.
ای کاش این جرات را داشتند و می پرسیدند که چرا به این راحتی چندیدن روز متوالی اکثر ادارات دولتی تعطیل می شود.
ای کاش نمایندگان مجلس هفتم نه به اندازه ی مجلس ششم بلکه فقط به اندازه ی کمیسیون اصل نود آن مجلس جسارت داشتند تا رئیس دولت را به خانه ی ملت بکشانند و از او سوال کنند.
ای کاش یکی در کشور ما پیدا می شد تا مسئولیت اینهمه ضرر و زیان مالی ، جانی و ... را بپذیرد.
ای کاش به جای آنکه در کشور ما بر سر پست وزارت نفت دعوا می شد ، مسئولان بر سر خدمت رسانی و عدالت گستری در جامعه با هم دعوا می کردند.
راستی یادم رفت ، داشتم در مورد مجلس صحبت می کردم.یا دتان هست آن روز آقای باهنر از نمایندگان در خواست می کرد که تنها یکنفر به نمایندگی از دیگر وکلا با حاج محمود روبوسی کند و اخبار بیست و سی با چه افتخاری این صحنه ها را پخش می کرد؟ و حاج آقا نجف زاده با چه افتخاری در موردش صحبت می نمود؟من که یادم نمی رود.البته نمایندگان پا را از اینهم فراتر گذاشتند و تعدادی از آنها بر سر لیوان آب نیمه خورده ی رئیس جمهور به جدل پرداختند ، تا اینکه یکی آن لیوان نیمه خورده را برداشت و نوشید و بر سر و صورتش پاشید تا متبرک شود.
کاش می دانستم نام آن نماینده چیست تا به مردم شهرش بگویم به رایی که دادید افتخار کنید.افتخار کنید به اینکه نماینده ی شما در قرن ۲۱ به جای آنکه از رئیس جمهور سوال کند که آن مقدار اضافه از پول نفت که به صندوق ذخیره ی ارزی نرفت ، کجاست؟آب نیمه خورده ی لیوانش را به سر و صورتش می پاشد تا متبرک شود.
آقای نماینده ، زیارتت قبول ، متبرک شدی؟
بگذریم ، می خواستم کمی با رئیس جمهورمان صحبت کنم.
آقای رئیس جمهور ، آقای دکتر حاج محمود احمدی نژاد
ای کاش زمانی که به کلمبیا رفتی و آن حرفها را شنیدی و دم برنیاوردید ، ای کاش زمانی که پوتین آمد و با افتخار دودستی خزرمان را تقدیمش کردید ، ای کاش زمانی که در اجلاس قطر بر اشغال نمودن آن سه جزیره توسط ایران صحه گذاشتید و ای کاش ، ای کاش در این زمانها کمی هم به یاد ایران ، مردمش و شهید رجائی بودید و می دانستید پس از خدا تنها امید مردم مصیبت زده ی ایران هستید.
آقای احمدی نژاد
بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقدند ، بلائی را که شما در این ۲ سال بر سر اقتصاد کشور آوردید ، طی ۲۵ سال قابل جبران نیست ، اما نگارنده همچنان معتقد است که ماهی از آب درآمده همیشه تازه است.
آقای دکتر
برای جبران گذشته همیشه وقت به اندازه ی کافی وجود ندارد.
خواهشان اینهمه اورانیوم غنی نکنید ،
خواهشان کاری به هولوکاست و اسرائیل نداشته باشید ،
خواهشان پول نفت را به حسن و اسمائیل ندهید تا عملیت تروریستی انجام دهند.
آقای رئیس جمهور محترم، دکتر احمدی نژاد
نگارنده سوگند یاد می کند در انتخابات دهم ریاست جمهوری زیر علم شما سینه بزند اگر شما
چراغی که به خانه رواست را به مسجد حلال ندانید.
زمانی که در دولت رفسنجانی یک وزیر ارشاد نه چندان نام آشنا استعفا داد ، همگان از متن استعفا نامه اش فهمیدند که او با تمامی دولتمردان وقت تفاوت دارد.او در متن استعفایش رئیسش را به آغاز جریان واپس گرائی و جهل و جور هشدار می داد.
در بهار ۷۶ زمانی که نام همان سید دوباره بر سر زبانها افتاد ، بسیاری بر این باور بودند که کسی آمده تا خاتمی باشد بر تمامی مشکلات پیش روی جامعه مدنی در ایران.کسی آمده که می تواند نام ایران را در سراسر دنیا به نامی زیبا ، با فرهنگ و تمدن مبدل سازد.(و چه زیبا این کار را به بهترین شکل ممکنه انجام داد)
سید محمد خاتمی با چهره ی جذاب و نورانی اش که از تمامی آخوند ها متمایز بود ، با امامه ای که کمی بالاتر از معمول می گذاشت و با سخنان زیبا و دلنشینش همه را مجذوب خود کرد.در حالی که سر سخت ترین رقیبش که از طرف بسیاری از عناصر اصلی جناح موصوم به راست حمایت می شد ، کابینه اش را تشکیل داده بود ، آن سید خندان کارش را کرد و ۲۰ میلیون نفر پیر و جوان و زن و مرد را به پای صندوقهای رای کشاند و توانست پس از مصدق محبوبترین رئیس جمهور تاریخ ایران لقب بگیرد.
سالها گذشت ، بحرانها هر ۹ روز یکبار پشت سر هم آمدند و رفتند تا اینکه رسیدیم به امسال.گرچه نگارنده از طرفداران پر و پا قرص ایشان هستم اما این علاقه از سال ۷۶ روز به روز کمتر شد و با اینکه در دوره ی هشتم به ایشان رای دادم(در دوم خرداد ۷۶ شرایط سنی شرکت در انتخابات را نداشتم) ، اما نقدهای فراوانی را به ایشان وارد می دانم.لیکن در این نوشته می خواهم در مورد انتخابات مجلس هشتم چند سطری با آقای خاتمی سخن بگویم.
آقای خاتمی
چرا اینقدر از اعتبارتان برای دیگران خرج می کنید؟
سید عزیزم
مگر فرقی می کند که آقای میردامادی به مجلس برود یا نه؟شخصی که در دوران مجلس ششم هیچ کار مفیدی جز سیاست بازی انجام نداد و پس از آن هم هیچگاه گامی موثر در جهت اهداف دوم خرداد برنداشت.
آقای خاتمی
چرا باید به دنبال گرفتن صلاحیت برای آقای محتشمی پور باشید؟مگر شاهد بلائی نیستید که آقای محتشمی پور با تاسیس حزب الله بر سر مردم لبنان آورد؟ تا حدی که این کشور با پول نفت مردم ایران و عملیاتهای تروریستی حسن نصرالله به ورطه ی نابودی کشیده شده است.
خاتمی عزیز
چرا می گذاری این افراد تا این حد از نام و ابای تو برای خودشان خرج کنند؟و برای خود اعتباری بدست آرند.افرادی مثل رمضانپور که هیچگاه دلی برای موکلانش نسوزاند وتنها در تحصن مجلس ششم در صف اول نماز می خواند تا عکسش کامل در صفحه ی اول روزنامه ها بیفتد ، و پس از آن هم بلافاصله عضو بنیاد باران شد.
سید خندان و مهربان
چرا می خواهی این افراد به مجلس بروند؟نکند مجلسی مانند مجلس ششم می خواهی که در طول عمرش فقط کمیسیون اصل نودش با غیرت بود.
آقای خاتمی
هنوزم بسیاری از افراد از جمله نگارنده برای خدمات بزرگ شما در زمینه ی سیاست خارجی و فضای سیاسی باز داخلی ارزش قائلند.دلم می خواست این سید خندان اگر می خواست از کسی برای رفتن به مجلس حمایت کند ، آن کس شخصی مانند آقای اعلمی باشد(نماینده ای دلسوز ، باغیرت و جسور در مجلس هفتم).
آقای رئیس جمهور سابق
ای کاش وقتی به دیدار رهبر رفتی ، بجای صحبت در مورد صلاحیت این افراد بی صلاحیت ، کمی در مورد سیاست خارجی دولت احمدی نژاد صحبت می کردی.ای کاش به رهبر می گفتی تا به رئیس جمهورش بگوید که جنگ همی نزدیکی است.
پدر مهربانم ، سید خندانم ، آقای سید محمد خاتمی
تو را به خدا اینقدر خودت را جلوی این افراد کوچک نکن.
بگذار نامت همیشه برایم خاتمی باشد ، سید محمد خاتمی.کاری کن تا مانند خرداد ۷۶ همیشه بر زبانم باشد
درود بر آن سید فاطمی